تبلیغات
هواداران پیت بول پیت بول-اخبار تکنولوژی - نقد و بررسی بازی CALL OF DUTY MODERN WARFARE 3


خوش آمدید
لطفا تا بارگزاری کامل سایت کمی صبر کنید
   


منوی اصلی


 تاریخ امروز :
 


آرشیو مطالب
  • دی 1348

  • همه آرشیوها

  •  

    نقد و بررسی بازی CALL OF DUTY MODERN WARFARE 3
    ارسال شده در --- ، توسط Ali Bull

    نقد کامل در ادامه مطلب

    EXrozblog.comEX

    • ناشر:Activision
    • سازنده:Infinity Ward, Sledgehammer Games
    • سبک:First-Person Shooter
    • پلتفورم ها:PS3 | X360 | PC
    • تاریخ انتشار:November 8, 2011


    تعداد سری بازی هایی که شماره های زیادی از آنها ساخته شده و احتمالاً هم ادامه خواهند داشت آنچنان کم نیست، اما مهمترین بخش این پروسه طولانی این است که بتوان کیفیت یک بازی را طی سال های مختلف حفظ کرد و گیمرها را راضی نگه داشت. مطمئناً یکی از مطرح ترین بازی هایی که چندین سال است در اوج قرار دارد سری Call of Duty می باشد. سری CoD را می توان در 2 دوره زمانی مورد بررسی قرار داد. دوره اول با Call of Duty آغاز شد و استودیوی Infinity Ward با این بازی موفقیت های زیادی کسب کرد و رقبا را کنار زد. در آن سالها اکثر بازی های شوتر نظامی و خصوصاً اول شخص به جنگ جهانی دوم می پرداختند و گیمر ها نیز به این رویه عادت داشتند. اما سال 2007 زمان تولد جنگ های مدرن بود. Call of Duty 4: Modern Warfare عنوانی بود که عادات را به هم زد. عنوانی که تمام استانداردها را تغییر داد و به نوعی سبک اول شخص را رو به جلو برد. داستان CoD 4 با عنوان Modern Warfare 2 ادامه یافت و باز هم همگان از انجام بازی راضی بودند. اما اکنون نوبت به سومین جنگاوری نوین رسیده است.



    Modern Warfare 3 در E3 امسال و کنفرانس Microsoft به نمایش درآمد و از همان اول با رقبایی سرسخت روبرو بود. Infinity Ward اینبار تنها نبود و با کمک های استودیوی تازه تاسیس Sledgehammer Games اقدام به ساخت بازی نمود. از همام ابتدا دو دسته از طرفداران بوجود آمدند، گروه اول معتقد بودند که IW در اصل نابود شده و تنها نام آن باقی مانده. اما گروه دوم روی کمک های استودیوی جدید حساب می کردند و مانند گذشته امیدوار بودند. یکی از موارد امیدوار کننده در مورد استودیو ثانویه حضور Glen Schofield به عنوان رییس استودیو بود. کسی که سابقه سرپرستی سازندگان عنوان جذاب Dead Space را در کارنامه داشت. حال باید دید که کدام گروه حق داشتند؟ MW3 شکست خورد یا پیروز شد؟

    All Warfare is Based on Deception

    Soap و Price به خیانت Sheperd پی برده و او را کشتند. اما اینها چه فایده ای دارد؟ حقیقت را تنها همین دو نفر می دانند و هنوز هم Makarov می تازد. Price به کمک Nokolai از افغانستان گریخته و Soap را برای درمان به هندوستان می برد. در همین هنگام روسها به دهکده حمله کرده و افراد کاپیتان Price مشغول دفاع می شوند. اینجاست که یکی از شخصیت های مهم بازی وارد می شود. Price از Nikolai می پرسد که بهترین نیروی او کیست؟ Nikolai هم Yuri را معرفی کرده و برای اثبات انگیزه او در این ماموریت ها می گوید: "Yuri تنها فردیه که میشناسم و از تو هم بیشتر از Makarov متنفره!". شاید این جمله در ابتدا خیلی ساده به نظر برسد و سریع از آن رد شوید، اما همین جمله ریشه ای در اتفاقات این سری دارد که با انجام بازی متوجه آن خواهید شد.

    اما همه چیز به Task Force 141 خلاصه نمی شود و نیروهای دلتا (Delta Force) به سرپرستی Sandman مشغول دفاع از نیویورک هستند. شما در این مراحل کنترل Frost را در اختیار می گیرد و اولین ماموریت نیروهای دلتا از بین بردن دکلی است که در سیستم های ماهواره ای ارتش اختلال ایجاد کرده و مانع انجام ماموریت های انهدام شده است. پس از آن نوبت به تغییر مسیر موشک های زیر دریایی روس هاست که اگر شلیک شوند کنترل نیویورک از دست ارتش خارج می شود.



    ماموریت های این دو گروه به موازات یکدیگر پیش می رود و لوکیشن های گوناگونی را خواهید دید. از آنجا که سازندگان بر شباهت عبارات MW3 و WW3 تاکید داشتند کاملاً مشخص است که آتش جنگ دامن مناطق بسیار زیادی را گرفته و کار از شیطنت های تروریستی گذشته است. در مجموع سازندگان به خوبی در مواقع لازم لوکیشن های خود را تغییر می دهند و شما را در قاره های گوناگون جابجا می کنند. هر سفر یا تغییر تیمی با دلیل انجام می شود و تنها برای پاکسازی نوبتی دشمن نیست.

    یکی از مهمترین ویژگی های سری MW که جای دفاع کمی هم ندارد، نوع روایت داستان است. در حقیقت نمی توان این موضوع را که درگیری های روسیه و آمریکا، آن هم در قالب یک گروه روسی که می خواهند ابتدا تمام کشور های اتحاد جماهیر را پس گرفته و سپس دنیا را مال خود کنند، کلیشه ای است را کتمان کرد. اما هنر IW از همان نسخه اول سری MW بروز کرد و نشان داد که چگونه با نوع روایتشان داستانی ساده را پر از پیچ و خم کرده و ساعت ها شما را مجذوب می کنند. شاید بازی های دیگری هم بوده باشند که حمله به ایالات متحده و اروپا را به تصویر کشیده اند، اما به جرات می توان گفت که روایت سری MW به دلیل اینکه هم خوب وارد جزئیات می شود و هم موضوع را به صورت جهانی بیان می کند از دیگران متمایز است. بارها در بازی پیش می آید که مطمئنید یک اتفاق انجام خواهد می گیرد اما همه چیز تغییر می کند و ناگهان با روند جدیدی روبرو خواهید شد. نمونه ای از این اتفاقات نبرد در طوفان شن است.

    خاطره جزء جدایی ناپذیر افکار هر انسان است و شخصیت های MW برای همه خاطره انگیزند. شاید بتوان با قاطعیت تمام گفت که حتی اگر شخصیتی خارق العاده توسط نویسندگان خلق شود، در قدم اول نمی تواند با کاپیتان Price رقابت کند. نوع دیالوگها، حرکات، فداکاری ها، نجات جان شما در آخرین لحظه و ... مواردی هستند که احساس نزدیکی بیشتری بین شما و شخصیت های اصلی ایجاد می شود. البته نباید از صداگذاری شخصیت های بازی که در بخش مربوط به خودش در مورد آن صحبت خواهیم کرد گذشت. اما با تمام این موضوعات طراحی شخصیت Yuri که در اکثر مواقع کنترل او را در دست دارید آنقدر عمیق نیست. البته سازندگان سعی داشتند با به نمایش گذاشتن فلش بک هایی، گذشته او را شرح دهند و حتی در مواردی سنت خود را زیر پا گذاشته و او را به حرف آوردند (البته این تکلم تنها در ویدئو های لودینگ انجام می شود و Yuri مثل گذشته در هنگام بازی بی کلام است)، اما حقیقتاً نمی توان او را به اندازه Soap در MW و Roach در MW2 دوست داشت. یکی از مواردی که احساس همدردی ما با شخصیت اصلی را بیشتر می کند، سختی هاییست که برای او پیش می آید. خیلی ها از سوختن Roach و Ghost ناراحت شدند و احساس کردند یک دوست را از دست داده اند، اما شخصیت Yuri آنقدر خشک و خشن است که احساس همدردی با او سخت می شود. اما در کل مشخص است که سرمایه گذاری زیادی روی شخصیت Yuri انجام نشد و تمام هدف نویسندگان مانور بر روی Price و Soap بود.

    [تصویر: Call_of_Duty_MW3_11.jpg]


    دیالوگ های بازی با هوشمندی خاصی انتخاب شده اند و با اینکه با عنوانی نظامی روبرو هستیم کلمات کلیشه ای و شعار گونه نمی شنویم. نمونه این دیالوگ های هوشمندانه موردی بود که Nokolai به Price گفت و در پاراگراف اولیه بخش داستان به آن اشاره شد. رابطه استاد و شاگردی نیز در برخی دیالوگ های Price و Soap دیده می شود. البته به این بخش باید دیالوگ های طنز گونه را نیز اضافه کرد. مثلاً Price بعد از درمان Soap و اعزام به ماموریت، به او می گوید: "فقط مراقب باش نمیری"، Soap نیز در جواب می گوید: "تو مراقب خودت باش پیرمرد".

    داستان بازی که در دوشماره گذشته به سرپرستیJesse Sternنوشته شده بود، اینبار با سرپرستیPaul Haggisو مشاوره Stern نوشته شده و به لطف نوآوری های Haggis و تجربه Stern در این سری بسیار زیبا روایت می شود. در مجموع Haggis که قدرت نویسندگی خود را در عناوینی همچون Million Dollar Baby (محصول 2004 و به کارگردانی Clint Eastwood) به نمایش گذاشته بود، به خوبی داستان بازی را گسترش داده و جنگ جهانی سوم را خلق کرد.

    Breach & Clear

    سری CoD هیچگاه نخواسته تا در شبیه سازی واقعیت افراط کرده و بین سبک شبیه سازی و ایجاد هیجان کاذب سرگردان باشد. این مقوله در دوره حال حاضر بیشتر به چشم می آید و با چالش های یک شبیه ساز جنگ روبرو نیستید. ایجاد هیجان و جذب مخاطب بیشتر مهمترین دلیل این کار است، زیرا سبک شبیه ساز هرچقدر هم که خوب باشد باز هم به دلیل چالش هایش نمی تواند در بین گیمر های غیر حرفه ای به محبوب دست یابد، اما CoD هردو گروه را نشانه گرفته و رکورد شکنی هایش هم این موضوع را تصدیق می کنند.

    گیم پلی بازی دنباله ای بدون ریسک بر MW2 است. ریسک از آن جهت که سازندگان نخواسته اند با به هم زدن عادات، امکان کم شدن مخاطب را ایجاد کنند؛ چراکه یک فرمول که در گذشته به خوبی جواب داده، احتمالاً باز هم پاسخگو خواهد بود. بازی هنوز هم از همان روش انجام بازی و دیدن صحنه سینمایی و تکرار پی در پی اینها پیروی می کند. شاید برخی ایراد این نوع گیم پلی را کم شدن نقش هوش مصنوعی و Script بودن مراحل بدانند، اما مطمئناً افرادی هستند که از هیجان ایجاد شده در همان اتفاقات Script شده استقبال کنند. البته این بخش امکان تکرار مراحل برای تجربه اتفاقات جدید را کم می کند و تکرار بازی در اکثر مواقع به دلیل تجربه دوباره همان صحنه هاست.



    مراحلی که توسط Task Force 141 انجام می شوند اکثراً با تعداد افراد کمی بوده و در برخی موارد به مخفی کاری تبدیل می شود. مراحل این گروه بیشتر بر علیه ارتش Makarov بوده و غیر منظم است. بخش های مخفی کاری نیز سعی داشته اند لذت مرحله Pripyat را تکرار کنند که تا حدی موفق بوده اند. مراحل نیروهای Delta در محیط هایی بزرگتر و با امکانات بالاتر انجام می شود، اما از طرفی تعداد دشمنانی که با آنها سر و کار دارید نیز بیشتر است. البته در مرحله ای کوتاه از هر دو گروه خارج شده و باید نقش محافظ رییس جمهور روسیه را ایفا کنید که به دلیل وقوع بخشی از آن در هواپیما از مکانیزم جالبی برای تیر اندازی در حالت عدم تعادل استفاده می کند.

    اکثر بخش های بازی را به صورت عادی مشغول تیر اندازی هستید، ولی انجام برخی کارهای جانبی همچون نشستن پشت تیربار هلیکوپتر و تانک، غواصی، کنترل Pradator Drone و کنترل UGV را نیز انجام خواهید داد. نوع کنترل تیراندازی بازی تفاوتی با گذشته ندارد. سرعت حرکت نشانگر اسلحه هم دقیقاً مانند گذشته بوده و مواردی مانند تعداد اسلحه و مهمات جانبی تغییری نداشته اند. البته آنچنان هم نباید انتظار تغییر را در اینچنین مکانیزم های ساده ای داشت. چه کسی استانداردهایی را که همه قبول دارند را تغییر می دهد؟

    متاسفانه موردی که باعث می شود بتوان بر علیه بازی جبهه گرفت این است که با وجود تغییر لوکیشن و داستان، بسیاری از کارهایی که انجام می شود را قبلاً با شکل و شمایلی متفاوت در نسخه های قبل انجام داده ایم. البته در این بین مواردی هم هستند که اضافه و یا بروز شده اند. مواردی مانند مرحله غواصی که تغییرات رو به جلوی زیادی نسبت به مرحله مشابه در MW2 دارد، برخی اهداف جدید برای کنترل کننده Pradator Drone و حتی کنترل ماشین جنگی UGV از راه دور، اما با این حال درصد مکانیزم هایی که تکرار شده اند بیشتر از نوآوری های این بخش است. البته سازندگان به خوبی با استفاده از ایجاد هیجان که در آن تخصص دارند، باعث کم شدن قابل ملاحظه خسته کننده بودن این بخش ها شده و گره های داستانی نیز به اشتیاق گیمر برای ادامه بازی کمک می کنند.

    صحنه های سینمایی نیز هنوز با قدرت به کار خود ادامه می دهند (!) و در تمامی مراحل دیده می شوند. تعداد این صحنه ها کم و بیش افزایش یافته و بر شدت بزرگنمایی آنها افزوده شده است. نمونه این بزرگنامیی ها تعقیب یک قطار زیر زمینی به وسیله اتومبیل و واژگون کردن آن است.



    موضوع عدم تغییر مکانیزم ها به دلیل عدم دستکاری و بروزرسانی کدهای نوشته شده در موتور بازی است و از آنجایی که موتور تغییر نداشته است، بخش هایی مانند هوش مصنوعی نیز بدون تغییر مانده اند. البته باید این را قبول کرد که سری CoD هیچ وقت بر روی هوش مصنوعی واقع گرایانه کار نکرده و در عوض با افزایش تعداد دشمنان به هدف خود رسیده است. اما بهتر بود حالا که سازندگان قصد بروز رسانی این بخش را ندارند، حداقل برخی ایرادات عجیب را رفع کنند. شاید بتوان از برخی حمله های رو به جلوی احمقانه دشمن و یاران خودی گذشت، اما گذشتن از سربازی که به جای دیوار، یک متر جلوتر کاور می گیرد و هوا را کاور خود ساخته ممکن نیست! البته یکی از موارد خوبی که هوش مصنوعی را قابل باورتر نموده است، عدم تمرکز تمام دشمنان بر روی شماست. این بار با دشمنان زیادی طرفید و اگر قرار باشد همه آنان فقط شما را زیر نظر داشته باشند، کار سخت می شود و از حقیقت دور می شویم. این مورد با اینکه باعث طبیعی تر شدن این بخش شده است، تا حدی بازی را ساده تر نموده و احتمالاً مجبورتان می کند تا درجه سخت تری را برای بازی کردن امتحان کنید.

    Good Job Team

    شاید عده ای از گیمرها از کوتاهی سری CoD شکایت کنند و انتظار داشته باشند این هیجانات بیشتر طول بکشد، اما همیشه قبل از تهیه و انجام بازی باید به این مورد توجه داشت که یک بازی را برای چه هدفی می خریم. مطمئناً CoD بدون بخش Multiplayer ناقص است و این بخش ساعت ها شما را سرگرم خواهد نمود. به لطف استفاده از سرورهای اختصاصی در PC انجام این بخش ساده تر شده و حاوی لگ کمتری است. نوع ورود به این بخش بدین صورت است که پس از انتخاب مُد دلخواه، بازی سریعاً به دنبال چند بازیکن دیگر گشته و در سمت چپ تصویر دو نقشه را مشخص می کند که افراد انتخاب شده می توانند به نقشه دلخواه خود رای دهند و اینگونه نقشه هر راند انتخاب می شود. این نوع انتخاب نقشه پس از پایان هر راند دوباره تکرار می شود. شاید برخی این نوع شروع را نپسندند و این کار برایشان وقت گیر باشد. اما مزیت این روش این است که بازی به صورت اتوماتیک کسانی که پینگ نزدیک به هم و مناسبی دارند را در کنار یکدیگر جمع می کند. هرچند که اگر بخواهید می توانید به جای بازیکنان انتخاب شده توسط سیستم، دوستان خود را به بازی Invite کنید؛ البته اگر تمایل داشته باشید به صورت خصوصی با دوستانتان بازی کرده و دیگران توانایی ورود به بازی شما را نداشته باشند، می توانید از Private Match استفاده کنید.



    اما اگر به هیچ وجه نمی توانید با روش ورود به بازی کنار بیایید، با فعال کردن گزینه Enable Server Browser به دنبال سرور مورد نظر بگردید و با گذاشتن یک سری فیلترها، به سرور دلخواه دست یابید.

    طراحی تمام نقشه های بازی هوشمندانه بوده و اگر شخصی در یک محل کمپ کند، از چندین جهت می توان او را مورد هدف قرار داد و این کار یکی از سخت ترین بخش های بازی در این نقشه هاست. این نقشه ها از تنوع لوکیشن خوبی برخوردار هستند و مناطق مختلفی برای انجام بازی در نظر گرفته شده اند.

    مدهای زیادی در بازی موجودند که برخی از نظر اهداف به یکدیگر شبیه می باشند. اما برای انجام همه مُدها باید درجه خود را در بازی بالا ببرید و از همان ابتدا تمام مُدها قابل بازی نیستند. مدهای بازی نیز به این شرح می باشند:

    • Capture the Flag:همانطور که از نامش مشخص است، وظیفه شما گرفتن یک پرچم است که با کشتن صاحب آن تصاحب می شود.
    • Demolition:شبیه به Search & Destroy بوده و تیم اول وظیفه خنثی کردن بمب را داشته و گروه دوم مسئول دفاع از بمب ها و عدم دادن اجازه به تیم اول است.
    • Domination:در این مُد باید مناطق مشخص شده بر روی نقشه را تصاحب کرده و از آنها دفاع کنید.
    • Drop Zone:برای اولین بار است که به این سری اضافه شده و باید در مناطق مختلفی که به عنوان Drop Zone مشخص می شوند مانده و پکیج ها را Capture کنید.
    • Free for All:در این مُد همه با هم دشمنند و هرکس را دیدید باید بکشید.
    • Gun Game:در این مُد به هر بازیکن یک پیستول داده می شود و نوع دشمنی افراد با یکدیگر مانند Free For All است. در این مُد هرچقدر بیشتر بکشید سلاحتان پیشرفت کرده و هرچقدر کشته شوید سلاحتا افت می کنند.

    [تصویر: Call_of_Duty_MW3_08.jpg]

    • Headquarters:باید یک نقطه معین شده را تصاحب کرده و از آن دفاع کنید.
    • Infected:همه را مبتلا کرده و آنهایی که نجات پیدا کرده را نابود کنید تا پیروز شوید.
    • Juggernaut:یک فرد به صورت اتفاقی انتخاب شده و juggernaut در اختیارش قرار می گیرد. اکنون همه باید سعی کنند juggernaut را نابود کنند.
    • Kill Confirmed:بسیار به مُد Team Deathmatch شبیه است و تفاوت آن این است که اگر یکی از افراد دشمن را بکشید امتیازی به نام Dog Tag در محل کشته شدن او بر روی زمین مانده و با گرفتن آن امتیاز تیم شما افزایش میابد.
    • One in the Chamber:با کشتن حریفان مهمات بگیرید.
    • Sabotage:اینبار بمب به هیچ گروهی تعلق ندارد و دو تیم باید به پایگاه های یکدیگر حمله کنند.
    • Search & Destroy:باید گروه دفاع کننده را نابود کرده و یا دو بمب را خنثی کنید.
    • Team Deathmatch:دو گروه باید تا می توانند یکدیگر را بکشند و در نهایت تیمی برنده است که به حد نصاب امتیاز برسد. اگر هم در زمان تعیین شده به حد نصاب نرسند، برنده تیمیست که امتیازش بیشتر باشد.
    • Team Defender:این مُد در واقع همان Capture the Flag تیمی است و یک نفر پرچم را در اختیار گرفته و هم تیمی ها از او دفاع می کنند.
    • Team Juggernaut:یک پلیر با Juggernaut به یک تیم می پیوندد و به آنها کمک می کند.


    البته تمامی مدهای اشاره شده مربوط به بخش های عادی و Private Match می باشند. در صورتی که درجه خود را به 10 برسانید می توانید از مُدهای Advanced که اکثراً Hardcore می باشند استفاده کنید. همان طور که از نام این مُدها مشخص می باشد، درجه سختی آنها به دلیل اعمال یک سری محدودیت بیشتر است.

    [تصویر: Call_of_Duty_MW3_02.jpg]


    مراحل Special Ops نخستین بار در MW2 پدید آمدند و خوشبختانه مورد توجه قرار گرفتند. اینبار این بخش متحول شده و به نوعی به تکامل رسیده است. نخستین گام اضافه شدن مُد Survive است که از لحاظ اهداف و نوع مراحل شبیه مُد زامبی بازی های Treyarch بوده و برای کسانی که از زامبی ها خوششان نمی آید بهترین فرصت تجربه این بخش است. این بار هم تنها هدف شما زنده ماندن تا حد ممکن و نابود کردن Waveهای دشمنان است. این بخش به هردو صورن آنلاین و آفلاین قابل بازی است. بخش دوم Missions نام دارد و در هر مرحله اهداف خاصی برای شما تعیین شده است. این بخش هم به دو صورت آنلاین و آفلاین انجام می شود.

    Earth is Burning

    خوشبختانه گرافیک بازی با وجود عدم تغییر بنیادی و شباهت به نسخه قبل آزار دهنده نیست و گاهی از کیفیت بسیار خوبی نیز برخوردار است. برای مثال رنگ بندی های بازی بسیار زنده بوده و اوج این بخش را می توان در پاریس دید. با وجود اینکه این شهر در آتش جنگ می سوزد و همه جا را گازهای خطرناک فرا گرفته، اما هنوز هم زیباست. هامبورگ هم از طراحی خوبی برخوردار است و وجود عواملی همچون تانک های پر تعداد و خیابان های به شدت ویران، شما را به یاد محیط های آلمان در جنگ جهانی دوم می اندازد. نیویورک هم که برای همه آشناست؛ شهری پر از برج های بلند. البته اکثر مراحل نیویورک در محیط های سرپوشیده انجام می شود و اوج نمایش این شهر در دید از هلیکوپتر خلاصه شده. البته نباید از طراحی خوب رودخانه هادسن که در کنار این شهر جاری است گذشت. مناطقی همچون ساختمان های بورس و خرید و فروش نیز به دلیل طراحی خوب، لوکیشنی مناسب برای درگیری هستند.

    البته جدا از این شهرهای بزرگ و پر آوازه، مناطقی همچون سیرالئون، سومالی، روسیه و دبی نیز طراحی کلی مناسبی دارند. یکی از زیباترین بخش های مناطق آفریقایی به طوفان شن مربوط می شود که اینبار جایگزین جنگ در کولاک برف شده است. جنگ در این منطقه با وجود کم بودن زمان جالب است و گرد و غبار به حدی زیاد و نور کم است که تنها شبهی از دشمنان را خواهید دید. در این بین طراحی دوبی کمی بی روح است و به نظر می رسد که می شد با افزودن منابع نور متعدد این نقیصه را تا حدی کم کرد.

    [تصویر: Call_of_Duty_MW3_07.jpg]


    اکثر آبجکت های بازی با پولیشی دوباره از نسخه قبلی به این شماره افزوده شده اند و آنها را می توان به دو دسته تقسیم کرد. بهتر است برای این تقسیم بندی مثالی بزنم تا همه چیز به راحتی تجسم شود. مطمئناً قسمت های زیادی از بازی وجود دارند که باید دربی را باز کرده و یا با گذاشتن بمب، آن را منفجر کنید؛ اما تمام این قسمت ها به دست شما انجام نمی شود و در بعضی مواقع این همراهان شما هستند که این کار را انجام می دهند. در مواقعی که لازم است شما به سمت درب رفته و روی آن بمب بگذارید، کیفیت آبجکت مورد نظر در سطح قابل قبولی قرار دارد و از نمای بسیار نزدیک هم مشکلی آنچنانی ندارد. اما در مورد دوم، یعنی آبجکتی که نیاز نیست به آن نزدیک شوید قضیه فرق دارد و از تکسچر هایی ساده و کم کیفیت استفاده شده است. این عدم توازن برای پایین نگاه داشتن درجه سنگین بودن گرافیک و گرفتن نرخ فریم بالا انجام شده است. پس بهتر است به سمت چیزی که به شما مربوط نیست نروید!

    با وجود اینکه بسیاری اعتقاد دارند چون گرافیک بازی تغییر آنچنانی نکرده، پس موتور گرافیکی نیز همان موتور MW2 است و همان گرافیک تقدیم ما شده است، باید به بهینه شدن چشم گیر گرافیک بازی و بالا رفتن نرخ فریم اشاره کرد. البته این بالا رفتن تنها در سیستم های خانگی قابل مشاهده است و نسخه های کنسول ها مثل قبل از نرخ فریم مناسب 60 بهره می برند. سازندگان به خوبی با انجام یک فوکوس منطقی در موارد لازم، گرافیک بازی را تا حد زیادی سبک تر کرده اند. اما متاسفانه همین فوکوس خوب، اوقاتی باعث ایجاد مشکل شده و به سرعت تغییر وضعیت نمی دهد. البته باید اشاره کرد که این نرخ فریم مناسب و گرافیک سبک با وجود افزایش وسعت لوکیشن ها به دست آمده است و جای تقدیر دارد.

    نوع چینش اجسام همان طور که از یک عنوان جنگی انتظار داریم شلوغ و بی نظم است. اما همین چینش های بی نظم هم تعمدی بوده و گاهی کاورهای خوبی برای شما می سازند. اجسام بزرگ جزء دسته اول اشاره شده قرار دارند و کیفیت آنها قابل قبول است. اما اجسام کوچک و خصوصاً وسایل ریخته شده بر روی زمین وارد دسته دوم شده و فدای سبک شدن گرافیک گشته اند. اسلحه ها کمی حالت براقتری به خود گرفته اند و لبه های تیز آنها کاهش یافته. البته در موارد زیادی با ویرایش های جدیدی از اسلحه ها مواجهیم که نیازمند طراحی دوباره بوده اند و این طراحی دوباره به خوبی انجام شده است. اضافه کردن یک لنز ثانویه برای برخی اسلحه ها نیز جالب است و سوییچ بین این اسکوپ ها بسیار کار آمد می باشد.

    [تصویر: Call_of_Duty_MW3_01.jpg]


    افکت های بازی نسبت به نمایش های اولیه بسیار قابل باورتر هستند و درصد هماهنگ شدنشان با محیط بالاتر است. یکی از موارد نا امید کننده نمایش های اولیه دود بود که حالتی عاریه ای داشت، اما اکنون با لبه هایی منعطف تر روبرو هستیم که از تقریباً دو بعدی بودن این افکت ها در هنگام نمایش جلوگیری می کنند و عمق بهتری به افکت می بخشند. اما با این حال هنوز هم می توان انتظار پویاتر بودن دودهای بازی را داشت. آتش افکتی غیر قابل جدا از چنین سبکی است و در اکثر مراحل دیده می شود. میزان انطباق با محیط این افکت بیشتر است و تنها ایراد اصلی آن به منفجر شدن اتومبیل ها باز می گردد.

    طراحی آب یکی از ضعف های بخش گرافیکی است و ظاهر ساده و کدر آن به هیچ وجه توان رقابت با قدرت های گرافیکی را ندارد. البته این مورد تنها به سطح آب مربوط می شود که خوشبختانه تنها در یکی از مراحل اولیه دیده می شود و پس از آن استفاده آنچنانی از آن نشده است.

    طراحی کلی مدل شخصیت ها خوب است و مهمترین ایراد آن که تازگی هم ندارد به برخی حرکات غیر واقعی شانه ها مربوط می شود که بیشتر از حرکت شانه شبیه به در رفتن استخوان کتف است! طراحی صورت ها مانند گذشته خوب است و از یک مدل پایه برای تمام چهره ها استفاده نشده است. البته یک مورد عجیب این بخش تغییر چهره Nikolai است. مشخص نیست که چرا با وجود اینکه بازه زمانی بین MW2 و MW3 بسیار کم است، سازندگان اینچنین تغییری در صورت او بوجود آورده اند. البته این چهره جدید از کیفیت بهتری برخوردار است و تنها مورد عجیب همان تغییر است.

    انیمیشن های بازی جزء مواردی هستند که کمترین تغییر را داشته اند. یکی از انیمیشن هایی که به تعداد زیاد خواهید دید، کشته شدن است که تقریباً بدون هیچ تغییری از نسخه قبل وارد این شماره شده است. بقیه انیمیشن ها مانند دویدن، نشستن، حرکت سینه خیز، گرفتن گارد شلیک، حرکت به صورت مخفیانه و ... نیز تغییری به خود ندیده اند. البته همه این حرکات مشکلی هم نداشتند که بخواهند تغییر کنند، اما زمانی که تعداد دشمنان را بالا می بریم، باید تعداد انیمیشن های مردن آنان را افزایش دهیم و سعی کنیم آنها را به واقعیت نزدیکتر سازیم.

    [تصویر: Call_of_Duty_MW3_09.jpg]


    Boom

    فرنچایز CoD و خصوصاً سری MW به داشتن موسیقی های حماسی و زیبا معروف بوده اند. این بار خبری ازLorne BalfeوHans Zimmerنیست. افرادی که موسیقی هایی به یاد ماندنی را خلق کرده و در ذهن همه به یاد گذاشتند. نا امید نشوید، درست است که آهنگساز این شماره تغییر کرده، اماBrian Tylerکار خود را به نحو احسن انجام داده و همان سبک آشنا را برای گیمرها به ارمغان آورده. موسیقی هایی حماسی که گاهی سازهای کوبه ای در آنها اوج می گیرند و گاهی برای ایجاد هیجان به سمت سازهای مدرن و الکتریکی می روند. مهمترین کاری که Tyler موفق به انجام آن شده است حفظ تناسب بین این موسیقی ها و تغییر ضرب آهنگ به نحوی هنرمندانه است. به شخصه بدون آنکه متوجه گذر زمان شوم حدود 3 ساعت موسیقی منوی بخش چند نفره بازی را گوش دادم! نوع جایگذاری این موسیقی ها کاملاً مناسب است و احتمال اینکه یک موسیقی بی ربط با یک مرحله را بشنوید وجود ندارد.

    اکثر صداگذاران بازی سر جای خود مانده اند و با صداهایی آشنا مواجه می شویم. صداهایی که شاید اگر تغییر کنند، از میزان وابستگی طرفداران به شخصیت مورد علاقه شان کم شود. تنها شخصیتی که با تغییر صداگذار مواجه شده است، Nikolai است که گویی قرار بوده از بنیان تغییر کند. نوع بیان دیالوگ ها کاملاً با محیط بازی هماهنگ است و از احساس خوبی برخوردار. مهمترین صداگذاران بازی همراه با شخصیت آنها به شرح زیر می باشد:

    Billy Murray:Captain Price
    Kevin McKidd:Soap MacTavish
    William Fichtner:Sandman
    Timothy Olyphant:Grinch
    Idris Elba:Truck

    [تصویر: Call_of_Duty_MW3_06.jpg]


    موردی که در گذشته حداقل من را در بخش صداگذاری بازی آزار می داد صدای کم تیراندازی در بازی بود. این مورد در ویدئوهای پیش از بازی نیز به چشم می خورد و تقریباً مطمئن بودم که هنوز هم همه چیز مثل قبل خواهد بود. اما در نسخه نهایی صدای این اسلحه ها از سطح صوتی بالاتری برخوردار است و محیط جنگ را به صورت بهتری برای ما شبیه سازی می کند. بقیه صداها از جمله انفجار نارنجک و شلیک گلوله تانک نیز از همین قاعده پیروی کرده اند.

    Let's Finish What We Started

    MW3 مسیر مطمئنی را برای حرکت انتخاب کرد و ریسک را نپذیرفت. سازندگان دنباله ای بدون خطر ساختند و به خوبی از تجربه های گذشته استفاده کردند. عده ای معتقدند که این عنوان تغییر آنچنانی نسبت به MW2 نداشت. نظر این افراد تا حدودی صحیح است، اما حقیقتاً باید قبول کرد که مواردی مانند گیم پلی و گرافیک MW2 بد نبودند که تکرار دوباره آنها اذیت کننده باشد.

      امتیازات:
    گیم پلی:9گرافیک:8نوآوری:7صداگذاری:10جذابیت:9امتیاز کل:8.5


    مطالب گذشته
  • اطلاعیه

  • نقد و بررسی رزیدنت اویل

  • اولین ویدیو ی جی تی ای V

  • دامین .com رایگان برای اعضا سایت

  • کد تقلب GTA IV

  • دانلود فول آلبوم پیت بول

  • نقد و بررسی GTA V

  • دانلود کلیپ Rain Over Me از pitbull و mark anthony

  • دانلود آهنگ Hey Baby از پیت بول و تی پین

  • نقد و بررسی بازی gears of war 3

  • دانلود آهنگ internetional love از پیت بول

  • متن آهنگ rain over me

  • نقد و بررسی بازی هیتمن absolution

  • دانلود آهنگ on the floor از جنیفر لوپز و پیت بول

  • نقد و بررسی بازی mass efect 3


  • لیست آخرین پستها

    ثبت نام
    نام کاربری:

    آدرس ایمیل:

    کلمه عبور:

     


    آمار وبلاگ
    آمار مطالب
    کل مطالب :
    کل نویسندگان :



    بروزرسانی


    نویسندگان

      Ali Bull




    کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ و متعلق به بوده و استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
    قدرت گرفته از : میهن بلاگ | طراح قالب :
    قالب سازگار با تمامی مرورگرهای موجود.